يحيى دولت آبادى
180
حيات يحيى ( فارسى )
قسمتى ديگر از مليون اشخاص صالح وطندوست هستند كه از روى صداقت باهم مينشينند ميگويند و ميشنوند و اظهار غمخوارى براى مملكت ميكنند بىآنكه چندان تأثير عملى بر كار آنها مترتب بگردد زيرا كه اغلب تهىدست هستند و از وجوه يغما شده بهرهئى نبردهاند و تنها سرمايه آنها احساسات وطنخواهى است بىآنكه زر و زورى داشته باشند و بواسطه عفت نفس با بدان قوم دمخوار نميگردند اين است كه اغلب در سياست عقب ميمانند و بهرصورت اختلاط اين دو دسته از مليون و نبودن قوهء تميز حقيقت از مجاز بدگمانى شديدى را در جامعه توليد نموده است بطوريكه اشخاص صالح هرچه ميخواهند باهم همصدا شده بقوهء اجتماع كارى از پيش ببرند موفق نميگردند و دست منافقين ميان آنها تفتين نموده جمع ايشان را بتفرقه مبدل ميسازد و اين خاصيت در هرجامعه كه در علم و تربيت مقام جامعه ما را داشته باشد ديده مىشود و شايد در ايران از روى عوارضى كه اينجا جاى ذكرش نيست بالنسبه شدت داشته باشد . در ميان حوزههاى ملى آن حوزه كامرواتر شده است كه بواسطه يا بيواسطه بخارجهها مربوط باشد كه البته آنها در زمره قسمت اول از مليون كه گفته شد محسوب ميشوند زيرا قسمت دوم بيگانه را بيگانه ميداند هركه بوده باشد . در اين صورت اگر گفته شود كميته زرگنده برابطه با انگليسيان بيشتر و بهتر ميتواند دخيل كارها باشد خطا گفته نشده است بلى كميته زرگنده با همراهى انگليسيان سپهدار اعظم گيلانى را رئيس دولت ميسازد قسمتى از مليون هم كه با آنها رابطه دارند دل خود را خوش ميدارند كه دوستان خود را بوزارت برسانند . سپهدار اعظم فتح اللّه خان گيلانى شخصى وطندوست و نيكو فطرت است اما اطلاعاتى را كه لازمه زمامدارى امروز يك مملكت مىباشد با اين همه محذورات داخلى و خارجى كه موجود است ندارد بعلاوه از خارجهها ملاحظه بسيار دارد . سپهدار بواسطه بذل و بخششى كه داشته است نامش در شمارهء رجال درجه اول مملكت برده مىشود اما از وقتى كه املاك زياد او در گيلان يغما شده است اين خصيصه او هم از كار افتاده و شايد همان نقصان دارائى به او جرئت داده است كه در اين وقت بار چنين مسئوليت بزرگ را بدوش خود بگيرد .